جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
649
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
زحمت و آزارند ، ولى همين كه هر نوع فتنهاى برپا مىشود معمولا يهوديان اولين قربانى آن مىشوند و هركسى بر ضد آنهاست . بدا به حال كليمى بيچارهاى كه در كوچه به دام آشوبگران ايرانى گرفتار شود . من سابقا اسلام آوردن اضطرارى پنجاه تن يهودى را در فصل مشهد ذكر نمودم . در غياب شاه كه به سال 1889 در اروپا بود آشوب تعصبآميزى در شيراز و اصفهان برخاست و محور فتنه ، سردستهء عناصر مذهبى به نام شيخ آقا نجفى بود ، در آن اغتشاش يك تن از كليمىها به قتل رسيد . قاتل ابتدا بىمجازات ماند سپس فقط به چوب و فلك محكوم شد . نامبرده به قصد بهبود و يا در واقع بدتر كردن اوضاع درصدد برآمد مقدارى قواعد كهنه و مزاحم را به يهوديان اصفهان تحميل كند و به اين دليل محدوديتهايى نسبت به خوراك ، پوشاك ، عادات زندگى ، دارائى ، ارث و كار و حرفهء آنها پيش آورد . ظل السلطان هم از ترس اينكه مبادا خطرى متوجه وضع او بشود راه سكوت اختيار كرد . به مناسبت همين فتنه بود كه در حين اقامت ناصر الدين شاه در لندن هيئت معتبرى از جانب اتحاديهء انگليس و يهود به حضور همايونى رفتند و عريضهاى دربارهء همكيشان خويش در ايران تقديم داشتند . شاه اطمينان حمايت داد كه بسيار مورد لزوم بود و اميد است مجرى شود . خلاصه - اين شرح اجمالى راجع به وضع آزادى مذهبى در ايران به اندازهء كافى نمايان ساخته است كه هرچند روح شك و بىايمانى در ميان طبقات هوشمند رواج دارد و رفتار دولت هم نسبت به فرقههاى مذهبى كه به كار خود مشغولاند و در كار ديگران دخالتى نمىنمايند قرين سازگارى است و با آنكه نفوذ ملاها كاهش يافته است و برعكس سابق سرافرازى و غرورى در كار نيست باز سلطهء شريعت اسلام در ايران بهيچوجه تضعيف نشده است و هنوز ممكن است عدهاى بازار تعصب را گرم سازند و آن روز نيز سخت دور و بعيد مىنمايد كه در ايران صليب مسيح جاى هلال اسلام را اشغال كند .